تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


محسن چاوشی  

من آهنگای محسن چاوشیو از همون اولا که تازه معروف شده بود گوش میدادم... دلیلشم این بود که ببینم کسی که از قمیشی میخواد تقلید کنه، قراره تهش به کجا برسه...
الان میفهمم چقدر داغون بوده آهنگاش. نه شعر درست حسابی. نه آهنگ سازی درست حسابی. نه صدای درست حسابی :)) هیچیش خوب نبود...
قضیه از این قراره که محسن چاوشی عاشق موسیقی بود. یکی که رفته بود باهاش مصاحبه کنه، نوشته بود وقتی اونجا بودم صدای آهنگ یه لحظه هم قطع نمیشد. خیلی هم وُلومشو زیاد کرده بود. جوری که

ادامه مطلب  

آروم باش آروم  

* من دیوونه چه می دونستم
                                زندگی برام چه خوابی دیده !!!!
 
 
* نیستی اما هنوزم کنارمی  
                                 نیستی اما هنوزم اینجایی
 
 
* آه ای دل مغموم .....
                آرم باش آروم.......  
                               ای حال نا معلوم.......
                                                 آروم باش آروم........
 
# با صدای محسن چاوشی گوش کنید

ادامه مطلب  

باز هم رد شدن درخواست کار  

امروز هم دوباره از یک فروشگاه بزرگ و خوب که شنیده بودم کار در آن خیلی ساده است و خوب تماس گرفتند ولی با بررسی اجازه کارم و اینکه هنوز در حال خواندن زبان هستم گفتن نمیشه و باید بری اجازه کار جدید بگیری.نمیدونم چرا خلاء به این بزرگی توی قوانینشون هست که دانشجو رو انقدر مستاصل کرده برای کار کردن .به یکی اجازه کار با همون شرایط رو میدن به یکی نه .باید ته توی قضیه رو در بیارم.اجازه کارم همونیه که از گسلار Goslar گرفته بودم اون زمانی که کلاوستهال بودم ک

ادامه مطلب  

 

سلام 
حالم دیشب اصلا خوب نبوود از مدرسه که اومدم خیلیی خسته بوودم و محسن اومد نذاشت بخابم بخاطر همین سرم خیلی درد میکرد 
خیلیی
دیشب رفتم مسجد خوارشوهر 3نذری داشتن برنج و عدس ترشی دادم من
ولی خیلیی خسته بودم و اومدم خونه ی محسن اینا آجیاش بودن و جاریا و برادر شوهراا
احساس کردم بازم نمیتونم خووب باهاشون ارتباط برقرار کنم و از طرفی مادرشوهرم که میخاستم برم خونه پا نشد به احترامم و نشسته بود حالا اینش زیاد مهم نیس
دیروز از بس خسته بودم ممحسن اوم

ادامه مطلب  

تولد محسن  

رفته بودیم پارک روبروی خونه ی خالم همه دور هم جمع بودیم
تولد محسن بود
ساعت نزدیک سه صبح بود 
منم تازه حواسم جمع دوچرخه ی مجتبی شد 
طفلک زین چرخ و آورده بود پایین که من سوار بشم 
منم که عاااااشق دوچرخه رفتم چرخ سواری ...
دیدم محسن همش به یه بهونه ای دنبالم میدوه
بهش گفتم خسته میشی گفت نه دوست دارم بیام
دیدم گفت این دور بسه دیگه خسته شدم
گفتم خب تو نیا 
باز اومد گف بازم میام
حس کردم از سره نگرانی میاد 
زیر زبونشو کشیدم
گفت این مجتبی گیر داده میگه پ

ادامه مطلب  

شهادت محسن خزائی در سوریه  

محسن خزائی خبرنگار اعزامی خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران عصر امروز در منطقه عملیاتی حلب سوریه به شهادت رسید.
شهید محسن خزایی در حین ارسال خبر از سوریه
 
خزائی از حدود 3 سال پیش به عنوان خبرنگار شبکه خبر در مناطق عملیاتی سوریه مشغول به فعالیت بود.
در ادامه تصویر یکی از مکالمات شهید خزایی و همکارانش در تهران را مشاهده می کنید.
آخرین پیامک محسن خزایی قبل از شهادت
 
محسن خزایی کیست؟
محسن خزایی 15 آذر سال 51 در خانواده ای مذهبی که ذاکر اهل

ادامه مطلب  

برای کسی که سالهاست نمیبینه !  

دوست داشتم ..
با اینک خیلی گیج بودم ، مبهم ، تو خودم ، ولی تو فکر تو ..
دنبال راه بسوی تو ، راهی که از ابتدا میدونستم پیداش نمیکنم ولی دوست داشتم ،
تو دلداده بودی و من هم هوش از سرم پریده بود ،
قمار کردم ، آخرش باختم ، سوختم ..
ولی دوست داشتم ..
 
دوست داشتم - محسن چاووشی .

ادامه مطلب  

قمار  

حرفهای مرا نمی فهمی، چشمهای  مرا نمی خوانی
قول دادم که عاشقت باشم، عشق کردی مرا برنجانی
داغ دیدم نگاه سردت را، عشق کردی که عاشقم بکنی
گفته بودم که سوخت خواهم داد، سایه ات را اگر که کم بکنی
حال من بی تو حال خوبی نیست، مرده ام، خسته ام، غمم، آهم
هر کسی جز تو خوب می دانست خاطرت را زیاد می خواهم
گفته بودم که مرد می مانم، عاقبت گریه اتفاق افتاد
قلبم از اشتیاق خالی شد، زندگی از دل و دماغ افتاد
درد من را سلامتی می داد، غصه را زهرمار می کردم
تو اگر دل نم

ادامه مطلب  

امیر بی گزند  

از ویژگی های جدایی ناپذیر یک اثر هنری یکی هم این است که رنگ و بوی زمانه و روزگار در ذره ذره ی تار و پود آن آشکار و عیان باشد. از خصوصیات بارز هنرمند نیز یکی همین است که او خود فرزند زمانه ی خویشتن باشد و روح حاکم بر روزگار خویش و جهان پیرامون خود و جامعه اش را کشف و درک کند و آثار هنری اش را با رنگ و بوی روح زمانه بیامیزد. بی شک هنر آن است که روح زمانه در آن آشکارا وجود داشته باشد. جوهر هنر باید به روح زمانه آغشته شده باشد تا در صفحه ای از تاریخ بشر م

ادامه مطلب  

24  

نوشتن از تنها کسی ک بهم لذت میده خودمم
این اهنگ حامدهمایون نمیزاره تمرکز کنم
ای ماه تر از ماه تر از ماه تر از ماه
چقدر مسحره اخه
نمیدونم شایدم قشنگه من یکم هم باهاش انس نگرفتم
بزعکس با اهنگ شادمهر
مگ میشه ادم اینقدر قشنگ بخونه 
تو مدرسه گوش دادمش
کلی هم گریه کردم بچه ها فکرکردن چی شده
نمیفهمن دلتنگی ینی چی
نمیدونم چرا تو کلاس همه فکرمیکنن من درس زیاد میخونم ولی کم میگم خوندم
مردم خرن
ولشون
یکی بود الان نوشته بود من خواهر محسن یگانم
یهو یادم ا

ادامه مطلب  

گرفتار چه کس؟؟؟  

من گرفتار تو بودم تو گرفتار چه کس؟دلخوش عشق تو بودم توطرفدار چه کس؟
من گرفتار تو بودم به خدا در همه عمر کفتر ِجَلد ِتو بودم تو به دیوار چه کس ؟
غیر تو هیچکسی محرم اسرار نبود همزبان که شدی محرم اسرار چه کس؟
به شبم ماه تو بودی و به روزم خورشید بی وفا با که نشستی تو شدی یار چه کس؟
شاه بیت غزلم ، قافیه در وصف تو بود من غزلخوان تو بودم تو به گیتار چه کس ؟
حق من بود تو را تا به ابد داشتن ام دل من تنگ تو بود و تو هوادار چه کس؟
سخت باشد به خدا از تو گذشتن اما

ادامه مطلب  

 

روسریش را مدل کلفتی بسته.  و مثل آتش پاره هِی می آمد هِی میرفت و تند تند پذیرایی میکرد و شربت و دستمال می آورد و جمع میکرد. چقدر زیبا شده نیم وجبی. یکتا ناصر و چیزی بالاتر بود برای خودش. نشستم یک گوشه و کِز کردم توی خودم و هِی یک نفر توی من، میزد تویِ سرم که ببین این فسقلی را نصفِ نصفِ تعدادِ سالیانت، زندگی کرده است و توی رقیبانت جا گرفته و تو نصفِ نصفِ او هم زبان نداری و  توی سنِ او یک خرِ واقعی بودی و رفتی توی حمام و با آن اشیا و در تنهایی هات با

ادامه مطلب  

متصل است او  

نمی‌شود تمام درها را بست. نه می‌شود بستشان و نه بازشان کرد. باید احتیاط کرد. باید حواس جمع بود. باید مواظب چیزهایی بود که قبلا نبودی. و این بخش سخت ماجراست. احتیاط،‌هرچند همیشه بوده ولی خیلی ملموس جنسش فرق می‌کند. جنس همه چیز فرق کرده. انگار رفته‌ای خارج از ایران. یا حتی خارج از کرة‌ زمین. حتی خارج از کهکشان. دنیا هم رنگش فرق کرده. یک جاهایی دوست داشتنی هستند و یک جاهایی نه. گاهی گریه ات می‌گیرد و گاهی بلند می‌شوی و با آهنگ محسن چاوشی می‌رقص

ادامه مطلب  

مجله بین المللی مهندسی معماری و شهرسازی  

رتبه علمی : علمی _ پژوهشی
دوره انتشار : دوفصلنامه
ISSN : 2228_7337
زبان : انگلیسی
صاحب امتیاز : معاون پژوهشی دانشگاه علم و صنعت
مدیرمسئول : دکتر برخورداری
سردبیر : دکتر محسن فیضی
مدیر اجرایی : فملا معمار زنجانی 
هیئت تحریریه : محمدمهدی عزیزی ، مصطفی بهزادفر ، کیم دوی ، دکتر محسن فیضی ، محمد اصغرمرادی ، عبدالحمید نقره
محل انتشار : تهران
تلفن : (021)177240277
نشانی : تهران ، میدان رسالت ، خیابان هنگام ، خیابان دانشگاه علم و صنعت
بخش اشتراک : خانم زنجانی 
سایت اخت

ادامه مطلب  

عاقب بخیری  

 
بلوز چارخانه ی آبی و سفید به تو می آید. این را وقتی می فهمم که دارم می روم مشهد.
تو گفته ای از مشهد رفتن و هی هی زیارت کردن خوشت نمی آید.
خواسته ام بگویم قاجارنیست و بهانه ی زیارت و دررفتن از خانه که.
خواسته ام بگویم من نمی روم مشهد زیارت که. می روم عشق و حال.می روم که باقالی ها بریزند و تو سردت شود. می روم که باقالی ها بریزند روی مانتوی سفیدم، که بعد نخواهم آن را بشورم مبادا خاطره های خوب زندگی ام بپرند.
دارم می روم مشهد. می اندازیم از توی ستاری، ی

ادامه مطلب  

فقط میخواستم شکل خودم باشم....  

گلوم خلوت ترین پس کوچه بن بست
سرم سرکش ترین فواره میدون
آهنگ گوش میدم و تو‌دفترچه یادداشت گوشیم می نویسم و هرازگاهی به عروسک پاتریک بالای کمد نگاه می کنم و فکر می کنم چه خوب بود باب اسفنجی بودم ...
چاوشی می خونه:
سرم چند تا کتاب رنگ‌و رو رفته
یه بالون با طناب از گلو پاره
یه اعدامی که امیدش به دنیا نیست
ولی دنیا براش‌جذابیت داره!
بعد تصویر روز شلوغم و روزهای شلوغم میاد جلوی چشمم... به آدم ها فکر می کنم ... به اتفاقات... به روزمرگی ها... به خاطرات... فک

ادامه مطلب  

در فراق یار  

ندیده ایم چنین در تمام دوران ها کسی که مثل تو باشد عزیز انسان ها
عجیب نیست اگر زیر پرچمت بشوند مطیع امر تو بلقیس ها سلیمان ها
چنان به سمت تو ماندیم خیره ای خورشید که گفته اند به ما " آفتاب گردان ها "
و در نبود تو گفتیم از عذاب قفس.. شبیه حبسیه هایی که سعد سلمان ها
تو را گرفته در آغوش و از جهان سیریم چنان که جان به کفان گل اند، گلدان ها
چهار فصل بدون تو سرد و بی روح است بیا که با تو بهاران شود زمستان ها
شاعر : ابراهیم چاوشی

ادامه مطلب  

 

یادم می آید بچه بودم (شش-هفت ساله).. یك نقاشی ساده از دو تا بچه (یك دختر، یك پسر) كه داشتند با هم حرف می زدند توی یکی از کتابای خواهر بزرگترم دیدم! دختر به پسر گفته بود: «من ماهی خیلی دوست دارم!» و توی ابر فكر بالای كّله اش ، یك ماهی قرمز داشت توی تُنگ شنا می كرد. بعد پسر گفته بود: «من هم همینطور!» ... و توی كله ی او یك ماهی بود كه داشت توی ماهیتابه جلزو ولز میكرد!یادم می آید تا مدتها هر وقت می خواستم بگویم فلان چیز را "دوست دارم" ، به تته پته می افتادم كه

ادامه مطلب  

شهادت خبرنگار صدا و سیما در حلب + عکس  

 
محسن خزائی خبرنگار اعزامی خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران عصر امروز در منطقه عملیاتی حلب سوریه به شهادت رسید.    
 
محسن خزائی خبرنگار اعزامی خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران عصر امروز در منطقه عملیاتی حلب سوریه به شهادت رسید.
 شهید خزایی در اثر اصابت ترکش ناشی از انفجار خمپاره به ناحیه سر به شهادت رسید.

همچنین تامر صندوق ، تصویربردار خبرگزاری صدا و سیما هم از ناحیه کتف زخمی شده  و هم اکنون در بیمارستان بستری است.
گروه خب

ادامه مطلب  

 

نمی دونم تا حالا شده دنیات با یه آهنگ خراب بشه؟ یه آهنگی وقتی گوش بدی زندگیت زیر و رو بشه و... دلت عشقت و از عمق وجود بخاد... گاهی اینجوری میشه امشب من این حالم ... وقتی این آهنگ محسن چاووشی و شنیدم تمام زندگیم زیر و رو شد...
بخداحافظی تلخ تو سوگند ...
ای داد ای روزگار تلخ من ... چه شد که اینجوری شد؟؟؟ چرا من از تو جدا افتادم چرا روزهایی که کنارت بودم قدر اون روزها را ... امشب دلم خیلی گرفته اندازه ی آسمانی که ستاره اش را گم کرده ... اری من همچون آسمان بی ستا

ادامه مطلب  

گفته بودم ........  

گفته  بـــودم بی تو می میــرم ولی ایــن بار ، نهگفته بـــودی عاشقـــم هستی ولی انگــار ، نه
هـــرچه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست
خو نمی گیــــرم به این تکــــرارِ طوطیــــوار ، نه
تا که پا بندت شَــوَم از خـــویش می رانی مـــرادوست دارم همدمت باشــم ولی ســــربار ، نه
دل فروشی می کنی گویا گمان کــــردی که بازبا غــــرورم می خـــــرم آن را در این بــازار ، نه
قصد رفتن کـــــرده ای تا باز هـم گویــم بمـــانبار دیگـــر می کنــم خواهش ولی

ادامه مطلب  

دوشنبه 95/09/01  

تو اولین روز آخرین ماه پاییزیم و همچنان در حسرت بارون و یکم هم برف .... هوا شناسی گفته فردا برفی اما احتمالا فقط ارتفاعات و بقیه جاها فقط سرد بشه یعنی باید شال و کلاه کرد ....
روزها می گذره از پی هم بی دریغ ... تو تمام دو ماه گذشته که پاییز شروع شده جز هوا که زود تاریک میشه و صبح دیر روشن میشه اصلا احساس پاییزی نداشتم غیر دیروز تا حالا ... واقعا فصل سرما شروع شده ... شال گذشته این روزا دنبال پایان نامه بودم اما امسال خیلی بی هدفم .... نمی دونم چه کاری می تو

ادامه مطلب  

ای کاش...  

کاش هوا بودم و نفس میکشیدیم.کاش خورشید بودم و بهت میتابیدم.
ای کاش صمیمی ترین دوستت بودم و با هم تمام شهرو میگشتیم.کاش پدرت بودم بدون اینکه کسی فکر بد کنه بغلت میکردم میگفتم تو زیبا ترین دختر روی زمینی.کاش خواهرت بودم و دستاتو میگرفتم میگفتم تو فهمیده ترین خواهر دنیایی.ای کاش مادرت بودم تا بدون این که من چیزی بگم خودت با علاقه میومدی بغلم میکردی.ای کاش لا اقل این دسته نوشته هایم را میخواندی و میگفتی بدک نبود.ای کاش،کاش گفتن هایم سودی داشت.ای

ادامه مطلب  

تاريخچه ورود اسلام به گينه كوناكرى  

جمهورى گینه داراى 7 میلیون است كه از این تعداد 85% آن مسلمان مى باشند.
اسلام گرائى
همچون دیگر مناطق آفریقا اسلام از طریق ساوانا و توسط تاجران ساراكوله یا سونینكه و شبانان پل وارد گینه شد. بنابر روایت اسلام در قرن دوازدهم توسط یك سونینكه به نام مودى وارد مناطق گینه شد.

ادامه مطلب  

شب شانزدهم  

کاش چون پاییز بودمکاش چون پاییز بودمکاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم.برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,آفتاب دیدگانم سرد می شد,آسمان سینه ام پر درد می شدناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زداشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.
وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانیدر کنارم قلب عاشق شعله می زد,در شرار آتش دردی نهانی.نغمه ی من ...همچو آواری نسیم پر شکستهعطر غم می ریخت بر دلهای خست

ادامه مطلب  

طلسم شدگانیم  

بعد از دوجلسه ی کنسل شده، بلاخره امروز کلاس آرمان تشکیل میشود.آرمان شاگرد عزیزمن و رفیق راستین است. راستی باید نام دیگری برایت بگذارم. چقدر ناراحت کننده است که باید نامت راعوض کنم دخترکم...باچه ذوقی تورا ناردانه میخواندم...نام های پیشنهادی محسن مرا از خنده کشت...مسقطی!مقیاس!ساقه! و پشتش فامیلی ...:) باید این محسن روانی را ببینی. لابد روزی اورا دایی محسن میخوانی.شاید هم گندم. خب برایت نامهایی درنظرگرفته ام. نمیدانم کدامش رابیشتر دوست داری. باید ب

ادامه مطلب  

گریزی هست؟ 1  

+ شما آن پایین،چیزی که گفته بودیم پیدا کردی؟
- من فراموش کرده بودم دنبال چه چیزی باید بگردم
+چرا فراموش کردی؟
- چون کار میکردم.از صبح تا شب جان می کندم.برای یک وعده غذا مجبور بودم مثل سگ بدوم.وقتی غذا می خوردم دوباره گرسنه می شدم و مجبور بودم دوباره کار کنم.زندگی من همه اش شده بود کار و کار و کار.فکر به دست اوردن اسایش همه چیز را از خاطره ام برده بود.هر چه بیشتر دنبال اسایش می رفتم آن را کمتر به دست می آوردم.ما آنجا مظلوم بودیم.
+از کسی کمک نخواستی؟


ادامه مطلب  

الوند100  

اوایل مرداد به اوسا زنگ زدم تا احوالی ارزش جویا شم.
_ سلام اوستا! خوبید؟
اوستا: سلام صفا چطوری؟
_ دعاگوی شما و پدر خدابیامرزتون هستم.
اوستا: زنگ زدی پولت رو بگیری؟
_ نه! می خواستم احوالتان رو بپرسم.(گرچه یه قصدمم جویا شدن از وضع پولیموضع پولیم بود.)
 
اوسا(با خنده): باشه ازون دعاهام منم برات می کنم!
دو هفته بعد اوستا بهم زنگ زد و گفت بیا مکار دفتر مهندس جامعی یه جورایی نزدیک خونه ی ما.
ماشین اوستا اونجا جلویکوچه ی مدیریت که بانک مسکن کنار پارک بود. ا

ادامه مطلب  

 

چند ماه پیش یکی بازوم را کشیده بود و گفته بود "وای پریسا"!. همین که برگشتم، دستش را باز کرد که یعنی بیا بغلم! ماندم توی معذوریت و رفتم بغلش! خواستم بگم "ببخشید شما؟" اما مهلت نداد و شروع کرد از خاطرات دبیرستان گفتن. کمی که گذشت چهره اش به نظرم آشنا آمد ولی اسمش! هیچی یادم نیامد. مدام سوال میپرسید "پریسا یادته خانوم غفاری چقدر سخت گیر بود؟" " گروه رباتیکتون چی شد مقام اوردین؟" " یادته تو و عابدی مهتابی مدرسه رو شکوندین؟"( اینو بفهمم کی بهش گفته کشتمش!)

ادامه مطلب  

پیشنهادی اربعینی  

 
اگر خواستی این شب چسبیده به اربعینی را با آهنگ های متناسب با آن حال و هوا سپری کنی چند پیشنهاد برایت دارم...یشنهاد اول آهنگ زیبای محسن جانِ دوست داشتنی است . به نام دلخون ..بی نظیر است .. شعر فوق العاده و عمیق و دیوانه ی کننده ی حسین جانِ صفا . مثل تمام شعر هایش این شعرش هم خیلی شعر است .... و خواندن روانی کننده ی محسن .. خواننده ای که مثل تمام آدم های حسابی این روزگار . تو اوج معروفیت و مشهور بودن و رو قُله بودن.. همیشه با آهنگ هایش اعتقاداتش را به همه

ادامه مطلب  

حسین بن علی....  

 
‌‌‌‌❤ غزل: حسین بن علی«ع» ❤️
 
 
 
من اگر    نقاش   بودم   كوفیانِ 
بی وفا را ؛
در حضورِ مُسلم و تنظیمِ پیمان 
می كشیدم!
 
من اگر نقاش  بودم  سرزمینِ 
كربلا را ؛
چون گلستانی میانِ باغِ رضوان  
می كشیدم!
 
 من اگر نقاش بودم عكسِ شیرِ 
كربلا را ; 
زخمی از کین ورزیِ   و  رشکِ  
شُغالان می كشیدم!
 
من اگر  نقاش   بودم    اصغرِ 
شیرین زبان را ؛
بر سرِ دستِ پدر   مانندِ  قرآن 
می كشیدم! 
 
من اگر نقاش بودم ذوالجناحِ 
با وفا را ؛
از غمِ اربابِ خوبش زار

ادامه مطلب  

قدم‌به‌قدم با زائران تا کربلا تصاویر از پیاده‌روی اربعین  

خبرگزاری ساریكا-     این تصاویر از حال و هوای بزرگترین پیاده‌روی جهان توسط محسن حمیدی در مسیر نجف تا کربلا و مسیرهای منتهی به حرم امام حسین علیه‌السلام و حرم آقا ابوالفضل العباس علیه‌السلام ثبت و ضبط شده است. اربعین حسینی در راه است و زائران ارباب از نجف تا کربلا با پای پیاده نام محبوب را بر لب زمزمه می‌کنند. در ادامه تصاویر پیاده‌روی اربعین زائران سیدالشهدا را می ببینید؛ این تصاویر از حال و هوای بزرگترین پیاده‌روی جهان توسط عکاس نسیم

ادامه مطلب  

تولدت مبارک عزیزم  

اگر باران بودم آنقدر میباریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم
اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم
اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیمت میکردم
اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت مینواختم
ولی افسوس که نه بارانم ، نه اشک ، نه گل ، نه عشق اما هرچه هستم دوستت دارم.
تولد مبارک عزیزترینم
البت پیش پیش

ادامه مطلب  

 

اوّلین بار که رفتیم کافه، همچین وقتی بود توی محرّم. من خیلی دل‌گرفته بودم. تو روضۀ «جون» برام می‌خوندی که غمگین نباشم از هیچی شدن و من اشک می‌ریختم. تو چه روضه‌خون خوبی بودی، چه قدر خالی شدم پیشت. کی گفته هیأتای الآنمون هیأت‌تر از اون کافه‌هه ست؟

ادامه مطلب  

می شود خبرنگار بود و دلی دریایی داشت....  

                                                   بسم رب الشهداء والصدیقین
 
                 با خنجر عشق ارغوانی شد و رفت
                                                          بر دامن دشت آسمانی شد ورفت
                 در حلقه سرخ تشنه کامان شهید
                                                         بی نام و نشانه جاودانی شد ورفت
واژه ها هنوز نمی دانند که تو رفته ای، چگونه راوی رشادت هایت شوند، چگونه می توانند آن

ادامه مطلب  

 

 
در سراسر زمین جای آرام می جستم؛ولی برای من، در زمین، جای آرامی نیستروزگار را چشیدم و او هم مرا چشید؛طعم آن تلخ و شیرین بود ،گاهی این و گاهی آندر پی آرزوهایم بودم ولی مرا بَرده کردندآه! اگر به قضا رضا داده بودم، آزاد بودم.
 
 
 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1