تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


کویر  

ديدي چقدر ساده به یه خواسته ی کوچیک هم نمیرسیم حتی؟ ديدي هرچقدر گفتی کویر محمد معتمدی گوش کائنات به تو بدهکار نبود؟ ديدي دستتو نگرفتن ببرن تا کنسرت کویر محمدمعتمدی؟ ديدي همه زندگی کویره؟ ديدي اون چندسال پیش هم که قرآن رو باز کردی خدا گفت کویر تشنه ای .. ؟ ديدي شاخه ی شاتوت دلخونت کویر شده؟ ديدي همه چی چقد زود و راحت تموم میشه؟ ديدي معلوم نیست کی آخرین باره؟ ديدي اسفند شومه؟ ديدي همون اول بهار گفتم یک هزاروسیصد و در به دری؟ ديدي کویر منم؟

ادامه مطلب  

کویر  

ديدي چقدر ساده به یه خواسته ی کوچیک هم نمیرسیم حتی؟ ديدي هرچقدر گفتی کویر محمد معتمدی گوش کائنات به تو بدهکار نبود؟ ديدي دستتو نگرفتن ببرن تا کنسرت کویر محمدمعتمدی؟ ديدي همه زندگی کویره؟ ديدي اون چندسال پیش هم که قرآن رو باز کردی خدا گفت کویر تشنه ای .. ؟ ديدي شاخه ی شاتوت دلخونت کویر شده؟ ديدي همه چی چقد زود و راحت تموم میشه؟ ديدي معلوم نیست کی آخرین باره؟ ديدي اسفند شومه؟ ديدي همون اول بهار گفتم یک هزاروسیصد و در به دری؟ ديدي کویر منم؟

ادامه مطلب  

به من در عمق نگاهت که ناکجای جهان است، وطن بده  

دوباره پنجره ام بعد از این همه دیوار
به اعتماد چشم تو... بعد از این همه تبعید
چقدر هرچه بخواهم بجویم و تو نباشی
چقدر عطر تنت را ببویم و تو نباشی
نفس نمی کشم، که بی تو در تو بمیرم
به آتشم بکش، که جان تازه بگیرم...
 
باصدای وصف ناپذیر: عليرضا قرباني

ادامه مطلب  

٠١:٥٤  

ديدي توی خواب میخوای داد بزنی نمیشه ، همه ی توانتو جمع می كنی اما هیچ صدایی ازت بیرون نمیاد ، این فقط توی خواب نیست ، یه سری حرفا رو تو واقعیت دقیقا همین شكلی نمی تونی بزنی ، فقط فرقش اینه از واقعیت نمیشه پرید و گفت خدا رو شكر خواب بود..
 

ادامه مطلب  

 

فردا دانش اموزانم امتحان دارند و من اینجا به این فکر میکنم که تا کی باید این سیستم آموزشی قرباني بدهد.قرباني هایی که دانش اموزان و معلم ها هستند.تا کی باید نیروی جوانی این بچه ها رو صرف آموختن چیزهایی که دوست ندارند بکنیم.از خودم شروع کردم.به بچه ها یاد دادم که ریاضی سخت نیست.بعضی از ما با گرفتن امتحانات سخت دوست داریم مهم جلوه کنیم.چرا باید به این جا رسیده باشیم؟نزدیک ترین پاسخ که الان به ذهنم میرسد،پول است.

ادامه مطلب  

صبر کن تا آفتاب برآید ( مریم )  

نمی دانم آدم بزرگی هستی یا نه
اصلا نمی دانم بزرگ بودن چیست
و آیا اصلا نیازی هست تو را داوری کنم ؟ یا اصلا با کی ؟
آیا در نگاه من جا می گیری یا من روی قطعه ای از روح تو
دست کشیده ام حتی ندیده ام 
من لبخندت را ندیده ام که ببینم چقدر خطهای دور لبت را عمیق می کند
من هرگز نگاهت را ندیده ام که ببینم مثل نگاه کودکان مهربان است
یا نه مثل نگاه آدم های موزی تلخ و گریزناک است
من تو را هرگز ندیده ام
اما درد آن جاست که آدم های همیشگی هم تو را ندیده اند
فکر کنم آن

ادامه مطلب  

جهت خالی نبودن عریضه!  

+ اونای که یکم آشناترن می دونن یکی از چیزای که منو می ترسونه شخم خوردن یهویی اینجاست،  یه بنده خدا یا بنده های خدایی میرسن اینجا هنوز خستگی در نکردن بیل و کلنگ رو بر می دارنو دِ بکن، فی النفسه با دِ بکن این عزیزان هیچ مشکلی ندارم، از اینکه احیانا سجل براشون جذاب بوده هم مرسی هستم فقط جریان اینه که می ترسم خودی نباشن، یعنی از در و همسایه و دوستان و آشنایان باشن! حالا اگه بیان بگن که از درو همسایه و دوستو  آشنا نیستن من خیلی مرسی تر هم میشم!
+ امرو

ادامه مطلب  

دلنوشته ای درباره استاد علیرضا افتخاری  

مگه میشه من که یک عمر با صدای استاد افتخاری بزرگ شدم و با تک تک آلبوم هاش خاطره دارم, بخاطر یه موضوع سیاسی و یه سو تفاهم که شاید هرکدوم از ماها جای استاد بودیم همینکار رو میکردیم, مگه میشه این همه هنر و زیبایی صدای استاد و اخلاق پاک و زلالی ایشون رو کنار بگذاریم؟ مشکل افتخاری این بود که اهل نقش بازی کردن نبود و ساده و صادق بود,برای همین هدف ناجوانمردانه ترین حملات قرار گرفت و قرباني اهداف سیاسی شد درحالیکه اصلا اهل سیاست نبود و هنرمندی کاملا ب

ادامه مطلب  

میدونستم؛یروز میری و تنهام میگذاری  

 
اون روزای سخت که تصمیم گرفتم پیشت بمونممیدونستم که یروزی تنهام میگذاریبهتم گفته بودم اگه یادت باشهاینکه حتمالا یروز ببینمت که با یکی دیگه قدم میزنی و ...منو دعوا کردی گفتی این حرفا چیه دیوونه...حالا ديدي درست گفته بودم؟
ديدي سر حرفت نموندی :(

ادامه مطلب  

میدونستم؛یروز میری و تنهام میگذاری  

 
اون روزای سخت که تصمیم گرفتم پیشت بمونممیدونستم که یروزی تنهام میگذاریبهتم گفته بودم اگه یادت باشهاینکه حتمالا یروز ببینمت که با یکی دیگه قدم میزنی و ...منو دعوا کردی گفتی این حرفا چیه دیوونه...حالا ديدي درست گفته بودم؟
ديدي سر حرفت نموندی :(

ادامه مطلب  

نمرات میان ترم خاک تهران جنوب  

قابل توجه دانشجویان برگه ها مجدد تصحیح شده و به میزان کافی ارفاق صورت گرفته ف نمرات میان ترم با ترم جمع خواهد شد:
نمرات ترم شامل : سمینار کلاسی، فعالیت ها،نمرات میان ترم و  نمرات ترم
 


امیرعلی آریانا

16


رهام دانشیان

11


رضا عمویی

9


شقایق صالحی

12


مصطفی توکلی

6


جهان علیزاده

5


عليرضا حسن زاده

6


محمد هادی آقا بابایی

12.5


زهرا مهرورز

13.5


سیدرضا حسینی

7


محمدرضا نجفی

11.5


عطیه خسروی سهل آبادی

14.5


بهنام مشاری

12.5


پریا کیانی

11


زهرا شکیبا

12.

ادامه مطلب  

نمرات میان ترم خاک تهران جنوب  

قابل توجه دانشجویان برگه ها مجدد تصحیح شده و به میزان کافی ارفاق صورت گرفته ف نمرات میان ترم با ترم جمع خواهد شد:
نمرات ترم شامل : سمینار کلاسی، فعالیت ها،نمرات میان ترم و  نمرات ترم
 


امیرعلی آریانا

16


رهام دانشیان

11


رضا عمویی

9


شقایق صالحی

12


مصطفی توکلی

6


جهان علیزاده

5


عليرضا حسن زاده

6


محمد هادی آقا بابایی

12.5


زهرا مهرورز

13.5


سیدرضا حسینی

7


محمدرضا نجفی

11.5


عطیه خسروی سهل آبادی

14.5


بهنام مشاری

12.5


پریا کیانی

11


زهرا شکیبا

12.

ادامه مطلب  

 

جانانم نمیخواهم کاری کنم که زبانم لال تو را با قدرت منطقت به چالش بکشم.
هر چه بگویی می پذیرم
حق داری بخواهی دیگر دوستت نداشته باشم
تو بخواه
من میگویم چشم
کارت نباشد نتیجه اش چه می شود
تو خویشتن را از بند درگیری و کشمکش درونی ات رها کن
آزاد باش جانانم
لبخند تو قرباني بخواهد، چه چیز شریف تر از عشق من برای ذبح شدن؟!

ادامه مطلب  

گفت و گوی پسر با پدرش  

 
   پسر:پـدر جان،چرا این ماشیـن کوکی،خود به خود راه  
می رود؟ 
   پدر:برای آن که خورشيد در آسمان می درخشد. 
   پسر:برای آن که خورشيد می درخشد؟! 
   پدر:آری 
   پسر:نـه پـدر جان.برای آن است که مـن قبـلا" آن را  
کوک کرده ام. 
   پدر:پسر عزیزم،چطور آن را کوک کرده ای؟ 
   پسر:با همین دستهای خودم. 
   پدر:دستهای تو چگونه قادر به انجام این کار بودند؟ 
   پسر:برای آن که ماهیچه هایم انرژی دارند. 
   پدر:این انرژی را از کجا آورده اند؟ 
   پسر:از غذایی که

ادامه مطلب  

گفت و گوی پسر با پدرش  

 
   پسر:پـدر جان،چرا این ماشیـن کوکی،خود به خود راه  
می رود؟ 
   پدر:برای آن که خورشيد در آسمان می درخشد. 
   پسر:برای آن که خورشيد می درخشد؟! 
   پدر:آری 
   پسر:نـه پـدر جان.برای آن است که مـن قبـلا" آن را  
کوک کرده ام. 
   پدر:پسر عزیزم،چطور آن را کوک کرده ای؟ 
   پسر:با همین دستهای خودم. 
   پدر:دستهای تو چگونه قادر به انجام این کار بودند؟ 
   پسر:برای آن که ماهیچه هایم انرژی دارند. 
   پدر:این انرژی را از کجا آورده اند؟ 
   پسر:از غذایی که

ادامه مطلب  

آنه تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟؟؟  

  
 
آنه !  تكرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت 
وقتی روشنی چشمهایت 
در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود 
با من بگو از لحظه لحظه های مبهم كودكیت 
از تنهایی معصومانه دستهایت 
آیا می دانی كه در هجوم دردها و غم هایت 
و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت 
حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود؟ 
آنه ! 
اكنون آمده ام تا دستهایت را 
به پنجه طلایی خورشيد دوستی بسپاری 
در آبی بیكران مهربانی ها به پرواز درآیی 
و اینك آنه شكفتن و سبز شدن در انتظار توست

ادامه مطلب  

خورشید زمستون  

دیشب خابشو دیدم توی خاب
بهم گفت چیکا کردی با خودت
چیقد شیکستی!گفتم تو ک رفتی
همه چی ب هم ریخت
رومو کردم ب زمین گفتم بچرخ تا بچرخیم
باهام بازی کرد،شدم بازیگر
لحظه لحظه از فکر تو خالی تر
چار فصل پاییز شد و عاخر عادی
خیلی فرق کردم با اون ک باور داشتی
من گمم تو این جهنم
جایی ک ی روز برام امید بهشت بود
دیر عومدی زود بری زل زدم ب رفتنت خورشيد زمستون
منو این سرما و این پلکای سنگینو این صندلی خالی تورو یادمون نرفته هنوز
فهمیدم باخت دادم باختمت وختی عابر

ادامه مطلب  

خورشید زمستون  

دیشب خابشو دیدم توی خاب
بهم گفت چیکا کردی با خودت
چیقد شیکستی!گفتم تو ک رفتی
همه چی ب هم ریخت
رومو کردم ب زمین گفتم بچرخ تا بچرخیم
باهام بازی کرد،شدم بازیگر
لحظه لحظه از فکر تو خالی تر
چار فصل پاییز شد و عاخر عادی
خیلی فرق کردم با اون ک باور داشتی
من گمم تو این جهنم
جایی ک ی روز برام امید بهشت بود
دیر عومدی زود بری زل زدم ب رفتنت خورشيد زمستون
منو این سرما و این پلکای سنگینو این صندلی خالی تورو یادمون نرفته هنوز
فهمیدم باخت دادم باختمت وختی عابر

ادامه مطلب  

 

به دنبال من بیا
بیاتاباتوبگویم برای باتوبودن ازکجاهای ناکجاآبادها سرک میکشم!
بیاتوهم ازراز من ودلکم باخبرباش
ازبس که دلم هرزه گردی میکندشبانگاهان درخیالت...
توهم حوصله ات سرمیرود!!!
کاش افسارش رابه دست گرفته بودم تاسرکشی نکند!
راستی تو هم اگر دلم را حوالی خیالت ديدي
بگو حیاکند..................

ادامه مطلب  

اللهم عجل لوليك الفرج  

#جمعه#تاكید حضرت زهرا بر درك غروب جمعه
حضرت فاطمه سلام الله علیها:شنیدم پیامبر اکرم صلّى‏ اللّه‏ علیه ‏و ‏آله مى‏ فرمودند:
اِنَّ فِى‏ الْجُمْعَةِ لَساعَةٌ لا یُراقِبُها رَجُلٌ مُسْلِمٌ یَسْأَلُ‏ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ فیها خَیْرا اِلاّ اَعْطاه… وَقالَ هِىَ اِذا تَدَلّى نِصْفُ عَیْنِ الشَّمْسِ لِلْغُروبِ… وَکانَتْ فـاطِمَةُ علیهاالسلام تَقُولُ لِغُلامِها: اِصْعَدْ عَلَى الضَّرابِ ـ الظراب ـ فَاِذا رَأَیْتَ عَیْنَ الشَّمْسِ قَد

ادامه مطلب  

 

تو ای شمع بزم کسان همآواز بوالهوسان 
قصه مگو تو دگر ز وفا 
شکستی چون بال مرا نپرسیدی حال مرا 
وه که چه غافلی از دل ما 
مجنون ز ولای دلم گردون ز رضای دلم
دریا ز صفای دلم قمری ز نوای دلم حیران شده اند 
چشمم ز وفای دلم گرید ز برای دلم 
جمعی ز حکایت دل هر شب به قفای دلم گریان شده اند 
گفتم دستم گیری ز وفا 
هر گه ديدي افتاده ام از پا 
تا افتادم در راه غمت گشتم ای مه پامال تمنا 
کی غم داری 
تو که فارغ از غم من همه شب خفتی
کی از یاری 
به تسلای دل من سخنی گف

ادامه مطلب  

 

چارشنبه بعد کلاس دوازده رفتم خونه.ناهار خوردم و رفتم خونه خاله.تا یازده شب.برای کژوان بلوز مردونه دوخت..پنجشنبه هم ظهر رفتم خونه خاله مامان رفت خونه دایی عليرضا.غروب رفتیم بالایی.جمعه هم صبح رفتم خونه خاله باز.مانبزرگ هم اومد.مامان مسابقع داشت ک جز چارتا تیم شدن و مسابقه رده بندی چن روز دیگس..جمعه اومدم بابلسر.امام زاده رفتم

ادامه مطلب  

صبر............  

صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو
یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو
خواب ديدي که دل دست به دامان تو شد
تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو
لحظه ای باد تو را خواند که با او بروی
و بمان تا به یقین دیر شود بعد برو
صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
تو اگر کوچ کنی بغض خدا میشکند
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

ادامه مطلب  

 

بازم صدای هق هقام تو صدای بارون گم شده.....
فقط تونستم با گریه دعا کنم تا قبل از غروب برق بیاد چون گفته بودین از تاریکی میترسین............خداروشکر که دعام اجابت شد....
انصافه که من انقدر به فکر شمام و هرروز اینهمه اشک میریزم شب و روز هق هق میکنم براتون و شما انقدر بیخیالی ؟
ی روز به گوشتون میرسه.....نمیدونم اونروز کی میرسه هیچکس جز خدا نمیدونه قیامت کی میرسه ولی اونروز دردای من به گوش شما میرسه از خدام میخوام اون روز نشونتون بده....که چقدر عذاب کشیدم......

ادامه مطلب  

دیر  

دیرگاهیست که من مست نگاهش ، شده امعاشق و جان به لب چهره ی ماهش، شده امپیشه ام نیست به جز..نغمه ی غم پردازیمن که از روز ازل قمری چاهش، شده امسرخی رنگ انار است؟ شفق ؟ یا گل سرخ؟گوییا سنگ مذاب است...پناهش ، شده امدست در دست رقیبان و به لب باده ی نابودلش کوه گرانی است..که کاهش ، شده امنمکش بیشتر از حد مجاز است و شکرمیچکد از لب او.. غرق گناهش ، شده امای اجل از چه شب وروز به دنبال منی؟نفسی نیست...که قرباني راهش ، شده امقصه ی عاشقیم ... زندگی شیرین استیا چو ف

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

اسامی برگزیدگان نهایی و شایسته تقدیر پنجمین دوره جشنواره «جایزه ادبی هزار و یک شب»  

اسامی برگزیدگان نهایی و شایسته تقدیر پنجمین دوره جشنواره «جایزه ادبی هزار و یک شب»بخش کودک و نوجوان :دنیا اسکندرزاده (تهران)زهرا بیژن یار (مشهد)باران بصیرت (کرج)فاطمه حسینیان (مشهد)سحر قرباني (آلمان)آرینا نوذری (کرج)«روابط عمومی دبیرخانه جشنواره جایزه ادبی هزار و یک شب»

ادامه مطلب  

تولد دوچرخه  

.
.
یه روز خوب کنار دوچرخه ای ها ...
کنار خانوم حریری عزیزم.
و اقای فرهاد حسن زاده پایه .
و اقای طباطبایی شوخ .
.
.
خیلی خوب بود دیدن بچه ها.
.
دیدن ماجده ، ساجده ، مارال ،فاطمه ، یاسمین ، زهرا ، نگار ، و عليرضا و آریا و مجتبی .
.
.
اینکه عليرضا و مجتبی و یاسمین عکاس مون هستند یه حس خوبیه . چون تاحالا سه تا عکاس تو یه تایم ، از من عکس نگرفتن که امروز اتفاق افتاد.
.
.
خیلی جشن خوبی بود.
بس ناجوان مردانه تو بی ارتی با ماجده خنديديم.
و ممنون از بچه ها که گفتن صدام

ادامه مطلب  

تولد دوچرخه  

.
.
یه روز خوب کنار دوچرخه ای ها ...
کنار خانوم حریری عزیزم.
و اقای فرهاد حسن زاده پایه .
و اقای طباطبایی شوخ .
.
.
خیلی خوب بود دیدن بچه ها.
.
دیدن ماجده ، ساجده ، مارال ،فاطمه ، یاسمین ، زهرا ، نگار ، و عليرضا و آریا و مجتبی .
.
.
اینکه عليرضا و مجتبی و یاسمین عکاس مون هستند یه حس خوبیه . چون تاحالا سه تا عکاس تو یه تایم ، از من عکس نگرفتن که امروز اتفاق افتاد.
.
.
خیلی جشن خوبی بود.
بس ناجوان مردانه تو بی ارتی با ماجده خنديديم.
و ممنون از بچه ها که گفتن صدام

ادامه مطلب  

«یاد باد»  

 

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود

دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود


راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک

بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود


دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد

عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود


آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است

آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود


در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز

چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود


دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم

خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود


بس بگشتم که بپ

ادامه مطلب  

شعرمرثیۀ سیدالشهدا (ع) به انتخاب حاج مجیدطاهری  

مانده بودم ، غیرت حیدر به فریادم رسیددر وداعی تلخ ، پیغمبر به فریادم رسیدطاقتم را خواهش اکبر ، در آن ظهر عطشبرده بود از دست ، انگشتر به فریادم رسیدانتخابی سخت ، حالم را پریشان کرده بودشور میدانداری اکبر به فریادم رسیدتا بکوبم پرچم فریاد را بر بام ماهکودک شش ماهه ام - اصغر - به فریادم رسیدتا بماند جاودان در خاک ، این فریاد سرخخیمه آتش گشت و خاکستر به فریادم رسیدنیزه ها و تیرها و تیغ ها کاری نکردتشنه بودم وصل را ، خنجر به فریادم رسیدجبرئیل آمد :

ادامه مطلب  

شعرمرثیۀ سیدالشهدا (ع) به انتخاب حاج مجیدطاهری  

مانده بودم ، غیرت حیدر به فریادم رسیددر وداعی تلخ ، پیغمبر به فریادم رسیدطاقتم را خواهش اکبر ، در آن ظهر عطشبرده بود از دست ، انگشتر به فریادم رسیدانتخابی سخت ، حالم را پریشان کرده بودشور میدانداری اکبر به فریادم رسیدتا بکوبم پرچم فریاد را بر بام ماهکودک شش ماهه ام - اصغر - به فریادم رسیدتا بماند جاودان در خاک ، این فریاد سرخخیمه آتش گشت و خاکستر به فریادم رسیدنیزه ها و تیرها و تیغ ها کاری نکردتشنه بودم وصل را ، خنجر به فریادم رسیدجبرئیل آمد :

ادامه مطلب  

پایان سربازی؛ آغاز دوباره شخصی گری  

چهارشنبه ؛ آخرین روز خدمت       ساعت  22:15
امروز روز مهمی برای من بود. روزی که سربازی رو تموم کردم. روزی که یکی از مهمترین مقاطع زندگی من به پایان رسید. روزی که سرآغاز فصل دیگه ای از سرنوشت من بود، روز آغاز دوباره شخصی گری...
روز دوشنبه از موقعیت اومدم پایین. داستان اون روز هم برای خودش جالب بود! عليرضا مریض شده بود و توی سنندج مونده بود. فرمانده مون بسیار تأکید داشت که تا اون نیومده جای تو، تو حق نداری بیای پایین. اما از شانس ما اون روز تعطیل بود

ادامه مطلب  

پایان سربازی؛ آغاز دوباره شخصی گری  

چهارشنبه ؛ آخرین روز خدمت       ساعت  22:15
امروز روز مهمی برای من بود. روزی که سربازی رو تموم کردم. روزی که یکی از مهمترین مقاطع زندگی من به پایان رسید. روزی که سرآغاز فصل دیگه ای از سرنوشت من بود، روز آغاز دوباره شخصی گری...
روز دوشنبه از موقعیت اومدم پایین. داستان اون روز هم برای خودش جالب بود! عليرضا مریض شده بود و توی سنندج مونده بود. فرمانده مون بسیار تأکید داشت که تا اون نیومده جای تو، تو حق نداری بیای پایین. اما از شانس ما اون روز تعطیل بود

ادامه مطلب  

گلگت بلتستان اور نامحسوس دھشتگردی  

دینا میں دہشتگردی پر اتنی زیادہ انگلیاں اس لیے اٹھتی ہیں جس میں بے گناہ عوام قرباني ہوجاتی ہے۔ اور اس میں یہ بھی نہیں دیکھا جاتا ہے کہ مرد ہے یا عورت بالغ ہے یا نابالغ۔
بس انکا کام یہ ہے کہ جانیں ضایع ہوجا‎ئیں اور اپنے ناپاک عزایم میں کامیاب ہوجایں۔
پورے پاکستان میں دہشتگردی کے نذر ہونے والی جانوں کی گنتی کریں یقینا بہت زیادہ ہے اور ان تمام شہداء کو پورے پاکستان کی آبادی کے تناسب سے ایک دفعہ گنتی کریں تو پتہ چلے گا کہ کتنے فیصد لوگ دہشتگردی ک

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام